میغلطد آرام آرام، با شیطنتی لطیف. نشان از گفتههایی برای نگفتن. میغلطد در سکوت، در نمایاندن حقارتی دیرینه. تر میکند، و با همان شیطنت بوسهای بر پلک میزند. وه که چه اندکم...
سلام آقای رضای عزیز...رفتنه دیگه...عین همه ی رفتنها! بی هیچ تفاوتی! اون عکس خیلی خیلی" یه جوریناکم" کرد و آهنگ این روزهای من رو یادآوری ... خیلی دوست دارم بشنویدش nobody wants to be lonely!!!
از حال ما جویا باشید باید بگم کبودیها گستردگیشون کمتر شده ولی جمع شدن تو یه نقطه همه دردهاش!اون نقطه هه هم دیگه از بنفش شده سیاه!فقط..فقط درد کمر بیچاره کرده...یه کمی اگه نگران نمیشین دو برابر اینا!!
باز نوبت دکتر گرفتم برا شنبه ... دست راستم فعلا خوب است! :) دیگه بقیشم که کلا خوبیم! ؛) ... راستی سی و یک روزگی به سختی نگذشت؟!... عادت شده یا "چاره ای نداریم" شده یا "باید اینجوری باشه" شده؟!
حتما می شنوم... من شرمنده ام ... نگفتم که آهنگه جدیده که ... گفتم حس این روزهای من هماهنگه باش (آیکون شرمندگی خالص!) ... modern talking هم کسی نیست دوست نداشته باشه...از بچگی تا الان:)
اوه... چه تعبیر قشنگی از شب به خیر!!! (راستی یه درگوشی:این جواب اینجا دادن یک دلیل عمده داره اونم اینکه روند حرفها رو فقط دو نفر گوینده و شنونده باید بدونن که میدونن ؛) بقیه هم خب هرجور راحتن!!!)
نگران که ... به خدا نمیخواستم بشید! ... غم سنگینی که روی شونه هاست دردناکتره... به روی خودم نمیارم ... می فهمید که؟! تلاشم برای الکی خوشمزه بودن و بی خیال بودن به نظر خودم نافرم تابلوهه!!!
یه آقای تپلی یادمه میخوند:"همدلی از همزبونی بهتره" ... فهم شما این روزها تسکینش میداد... دروغ نمیگه !... قول هم ... به روی چشم :)... شنبه میره دکتر ... مواظبم ... هست!