وی ویو

مشغول به چه کاری هستید ؟

مطالب ارسال شده

 
 
مگذار سرخی گرمای دستانت خواب کبود چشمان من باشد.
 
 
رضا
آناهیتا
تنهایی که دو برابر بشه شادی داره یا غم؟کسی نمی فهمه چی میگم ولی شما...ببینید رفتن خواهری که سالهاست کیلومتر ها اونورتره از من غم نداره؟مگه همه فاصله ها فیزیکیه؟...
آناهیتا
اوه شرمنده راستی سلام...در ضمن شاعر میگه "دلخوشی ها کم نیست" ... همین خوچحالی کوچمولوی نبودن یک فروند مزاحم کبود کم بود؟ خب لبخند بزنید دیگه ... چقده من شادی جور کنم واسه شما هی؟!
آناهیتا
راستی راستی نتیجه ی مقاومت؟ غرور از دست رفته برگشت؟ دلتان خنک تر شده؟ سرعت چسبوندن اون عقربه قرمزه به آخر کمتر شده؟ حس بازگشت نیست یا هنوز...؟! دلواپسم!

ورود کاربران

Rezaraza
Rezaraza

خدا بزرگتر است. 22:42:05 6-8-1387

درباره Rezaraza

  • نام: رضا
  • محل زندگي: تهران

دوستان Rezaraza

counter