وی ویو

مشغول به چه کاری هستید ؟

مطالب ارسال شده

 
 
نگاهم چه کودکانه منجمد می‌شود، در خنکای شب‌هایی که هیچ‌گاه نخواهند آمد. شاپرک باغ ِ نبود! گلکِ ثانیه‌ها! راز اسرار ِ نبود، من چه دانم که چه بود؟ که در این غافله‌ی حجم سکوت، نام سرسبز تو را پی جویم؟
 
 
رضا
 
 
مستم از سکوت.
 
 
رضا
 
 
چه ناجوانمردانه می‌فشرد گلویم را، بغض یاد سال‌های نه چندان دور. و تو هم حتی، خاطره می‌شوی روزی. و یادت، یادت آن روز چه خواهد کرد با من؟
 
 
رضا
 
 
و رفتن را از پرنده‌های شاخسار بیاموز، آن‌گاه که اسارت در چشمانت را تاب نیاورند.
 
 
رضا
 
 
پروانه‌های سپید کوچک دلم در آسمان خاطره پرمی‌کشند، باز آی تا ببینی که چه بی‌بال می‌پرند.
 
 
رضا
 
 
...خاطره‌م کن، تارکی کنج دلت / رفته و نامی بمانده جای اوی
 
 
رضا
 
 
می‌غلطد آرام آرام، با شیطنتی لطیف. نشان از گفته‌هایی برای نگفتن. می‌غلطد در سکوت، در نمایاندن حقارتی دیرینه. تر می‌کند، و با همان شیطنت بوسه‌ای بر پلک می‌زند. وه که چه اندکم...
 
 
رضا
 
 
باز آی، که رفتن نمی‌دانم.
 
 
رضا
 
 
مگذار سرخی گرمای دستانت خواب کبود چشمان من باشد.
 
 
رضا
 
 
اما از گذشته‌ها. و برای نخستین بار نوشتن نوشته‌ای از دیگران: «نمی دونی چقدر خوشحال میشم وقتی صدای اس ام است به گوشم می رسه ... ذوق می کنم مثل چی ... :X» نوشته‌ی Dariush. نقل با داشتن اجازه از نگارنده.
 
 
رضا
 
 
بر دل ناساز تو مهر اثر ندارد، وز دل نآرام من غیر خبر ندارد. آن‌که رفتن ز برِ خاطره‌ها می‌داند، بر دلک سنگدلش مهر ثمر ندارد.
 
 
رضا
 
 
مسافرمان آمد، با کوله‌باری از مهر.
 
 
رضا
 
 
با نامت، به یادت.
 
 
رضا
 
 
جان من چه کم از غربت خاکستر ایام دارد؟
 
 
رضا
 
 
درمان کم از درد ندارد چون دردم این‌چنین باشد.
 
 
رضا
 
 
چیزی ندارم ارزانی چشمان، دریغ مکن.
 
 
رضا
 
 
درودی دگر، وسوسه یا فکر؟ دم به دم، به ز بازدم...
 
 
رضا
 
 
خدا هم لبریز می‌شود گاهی.
 
 
رضا
 
 
بارانی باید، به زدودن.
 
 
رضا
 
 
اندیشه‌ام! بیارام در دستان نافرجام یک رویا. بیاسای، پای به پای خستگانی که از ره خسته‌اند. غنودن را سرمه‌ی چشمانت بنه، در آستان کهکشان‌واره‌هایی که تنها یک رویای نافرجامند. بیارام، بیاسای، من به رفتنم.
 
 
رضا

ورود کاربران

Rezaraza
Rezaraza

نگاهم چه کودکانه منجمد می‌شود، در خنکای شب‌هایی که هیچ‌گاه نخواهند آمد. شاپرک باغ ِ نبود! گلکِ ثانیه‌ها! راز اسرار ِ نبود، من چه دانم که چه بود؟ که در این غافله‌ی حجم سکوت، نام سرسبز تو را پی جویم؟

درباره Rezaraza

  • نام: رضا
  • محل زندگي: تهران

دوستان Rezaraza

counter